بیماری پانیک یا اختلال وحشت زدگی یعنی حملات مکرر وحشت یا اضطراب. این حملات با بعضی نشانه های فیزیکیزیاد، تهوع، و لرزش. علاوه بر آن، ممکن است فرد به شدت رعب و دی پرسونالیزیشین احساس کند.(مسخ شخصیت حالتی است کهدر آن فر د احساس م یکند “خودش نیست”، اعمال خود را از نگاهفرد دیگری تماشا میکند و هیچ کنترلی روی شرایط محیطی ندارد)اکثر مردم، در زندگی خود، حداقل یک بار به حمله پانیک دچارمیشوند، اما اختلال وحشت زدگی زمانی تشخیص گذاری میشو دکه حملات پنیک به طور دایم و غیر منتظره روی بدهند و تا یکماه بعد، احتمال روی دادن دوباره آنها وجود داشته باشد. حملات پنیک برای بعضی افراد غیر قابل پیش بینی هستند ولی ممکن است برای دیگران با موقعی تها یا رویدادهای خاص (مثلاً، سوار اتوبوس یا مترو شدن) تداعی شود.بیماری پانیک با تعدادی ترس و نگرانی که در فرد ایجاد میشو د مرتبط است، از جمله: ترس از این که مبادا حملات وحشت زدگیعلتهای پزشکی حاد داشته باشند هر چند آزمایشهای پزشکی مکرر نشان میدهند که هیچ مشکل پزشکی وجود ندارد. بعضی دیگر فکر میکنند که در حال از دست دادن کنترل بر زندگی خود یا در حال دیوانه شدن هستند.کسانی که از این اختلال رنج میبرند، در رفتار و زندگی خود تغییرات عمدهای به وجود م یآورند. برای مثال، همیشه اطمینان حاصل میکنند که محلی “امن” در دسترس است تا در صورت روی دادن حمله وحشت زدگی بتوانند به آنجا پناه ببرند و این موضوع باعث میشود که آنها از موقعیتهای اجتماعی(تماس با دیگران)دور شوند و حتی شغل خو د را ترک کنند. نگرانی درباره حملات آینده، اغلب رفتارهای اجتنابی ایجاد میکند و ترک “امنیت” خانه خود و رفتن به درون جامعه را مشکل میسازد. در این صورت گفته میشود که فرد به اختلال اضطراب وحشت زدگی و آگورافوبیا مبتلاست.
شیوع بیماری پانیک یا اختلال وحشت زدگی:
به گزارش 5-DSM ، نرخ شیوع ۱۲ ماهه اختلال وحشت زدگی در مردم آمریکا و چند کشور اروپایی حدود ۲ تا ۳ درصد درنوجوانان و بزرگسالان است. موارد آن در زنان بیشتر از مردان است(حدود 2 به 1).شیوع آن د ر کودکان زیر چهارده سال کمتر از ۰.۴ درصد است. نرخ شیوع در افراد مسنتر کاهش مییابد( ۰.۷% در بزرگسالان بالاتر از ۶۴ سال).به گزارش 5-DSM ، میانگین سن شروع برای اختلال پنیک درآمریکا ۲۰ تا ۲۴ سالگی است. تعداد اندکی از موارد در کودکی شروع میشوند و آغاز این اختلال بعد از ۴۵سالگی غیر معمولی اما امکان پذیر است. به نظر میرسد که هم در شیوع و هم در نحوه بروز اختلال وحشت زدگی، تفاوتهای فرهنگی وجود دارد.برای مثال، در بعضی کشورهای آسیایی، مثل تایوان، شیوع اختلال وحشت زدگی بسیار پایین است و علت آن احتمالا استیگمای مربوط به اعتراف و اعلام اختلالات روانی است.
معیارهای 5-DSM برای بیماری پانیک :
حملات وحشت زدگیمکرر و غیر منتظره. حمله وحشتزدگی عبارت است از ترس شدید و ناگهانی، که در عرض چند دقیقه به اوج خود م یرسد، و در طی آن، چهار مورد (یا بیشتر) از نشانه های زیر روی میدهند:نکته : افزایش ناگهانی میتواند از یک حالت یا وضعیت آرام، یا ازیک حالت اضطراب، شروع شود.
1. تپش سریع و نامنظم قلب، تپش سریع قلب با صدای بلند، یاافزایش سرعت تپش قلب.
۲ . عرق کردن.
۳ . لرزیدن.
۴ . احساس تنگی نفس یا خفگی.
۵ . احساس گیر کردن چیزی در گلو.
۶ . درد یا ناراحتی در قفسه سینه.
۷ . تهوع یا درد در ناحیه شکم.
۸. احساس سرگیجه، عدم تعادل، در شرف غش کردن بودن، یاغش کردن.
۹ . احساس سرد یا گرم شدن بدن.
10. ترس از دست دادن کنترل یا “ دیوانه شدن”.
11 . ترس از مردن
درمان بیماری پانیک
به علت نشانه های فیزیکی و رنج آوری که اختلال وحش ت زدگ یبه همراه میآورد، اولین درمان دارو درمانی است. هم داروهایضد افسردگی س ه حلق های و ه م بنزودیازپین ها، در کنترل سمپتومها )نشانه ها( موثر واقع م یشوند. با این حال، شواهد زیادی نشا نم یدهند که مواجهه درمانی استاندارد شد ه یا درمان شناختی –رفتاری ) CBT) نیز به اندازه داروها )حتی بیشتر( در بلند مد تموثر واقع م یشوند.در درمانهای مبتنی بر مواجهه یا قرار گیری در معرض( exposure-based treatments)، از درمانجو خواست هم یشود تا، در محیط تحت کنترل و ام ن آزمایشگاه، شرایطی بهوجود آورد تا به حمله وحشت زدگ ی دچار شود. برای مثال، اگ ردرمانجو همیشه پیش از حمله پانیک به طور موقت سرگیج هم یگیرد، از او خواسته میشود که در حالت نشسته روی صندلیآنقدر بچرخد که گیج شود، یا اگر هایپرونتیلیشن جرقه آغازگراست، از فرد خواسته م یشود، برای مدتی، تند و عمیق نفس بکشد.به هنگام بروز اولین سمپتومهای فیزیکی وحشت زدگی، ا زدرمانجو خواسته م یشود تا از تکنیکهای ذهنی )شناختی( وجسمی )فیزیکی( مخصوص که برای کنترل حمله طراحی شده اند)مثل تکنیکهای به کارگیر ی ریلکسیشن( استفاده کند. انجام داد ناین کارها در محیط کنترل شد ه آزمایشگاه باعث میشود ک هدرمانجو حمله وحشت زدگی را تح ت شرایط “امن” کنترل کند، وچگونگی کنترل بر محرکهای پیش بینی کننده حمله وحشت زدگ یرا یاد بگیرد.ویژگی متمایز کننده افراد مبتلا به بیماری پانیک ، ترس آنها ازاحساسهای فیزیکی، تفسیر غلط و فاجعه انگاری احساس ها، واثر این مسائل در شروع حمله وحشت زدگی است. بنابراین، درطراحی روان درمانی رفتاری – شناختی ) CBT) برای اختلالوحشت زدگی، تاکید بر این بوده اس ت که به درمانجویان کمک شو دتا باورها و تفسیرهای غلط خود را به چالش بکشند. این کار به دوصورت انجام میگیرد: اصلاح باورهای درمانجویان و به وجودآوردن تجربههایی که برای از بین بردن واکنشهای هیجانی غلططراحی شده اند. CBT عادی این موارد را شامل م یشود :( ۱( به درمانجویان درباره ماهیت و خصوصیات فیزیولوژیکحملات وحشت زدگی اطلاعات مهم و مفیدی داده م یشود؛( ۲( به آنها یاد داده میشود برای کنترل هایپرونتیلیشن چگونه تنفسخود را تنظیم کنند؛( ۳( به آنها کمک میشود تا برداشت ها، باورها، و ادراکهایاشتباه و ناکارآمد خود را شناسایی کنند و آنها را تغییر دهند؛( ۴( در آزمایشگاه، بعضی احساسهای فیزیکی درونی و فیزیکیرا عمدا ایجاد میکنند تا درمانجویان متوجه شوند که این احساسها چه معنایی دارند و به چه چیزهایی مربوط میشوند و به اینترتیب، ترسشان از بین برود.( ۵( بسیاری از درمانجویان برای اجتناب از حمله وحش ت زدگ ییک سری رفتارهای “ایمنی” در پیش میگیرند. رفتارهای“ایمنی” باعث میشوند حملات ادام ه پیدا کنند و فرصتی برای اینافراد به وجود نیاید که متوجه شوند باورهایشان درباره خطرات وتهدیدات بالقوه اشتباه هستند، روان شناسان تلاش میکنند از اینرفتارهای “ایمنی” پیشگیری به عمل آورند و آنها را از بین ببرند.رفتارهای ایمنی )اقدامات ایمنی( کارهایی هستند که برای ایمننگهداشتن خودتان انجام میدهید. مثلاً، برای این که دزد به خان هتان دستبرد نزند، درها را خوب قفل م یکنید یا برای این که جانتانبه خطر نیفتند، از رفتن به محلههای خطرنام در نیمه شبخودداری م یکنید. افراد مبتلا به بیماری پانیک نیز رفتارهایایمنی در پیش میگیرند و از موقعیتهایی که احتمالا باعثترسشان میشود دوری م یجویند، و به همین دلیل ممکن اس تهرگز برایشان فرصتی پیش نیاید که متوجه شوند این موقعیتهااصلا ترسناک نیستند.این گونه برنامههای درمانی میتوانند باعث شوند سمپتوم ها بهمد تهای طولانی کاهش یابند و کیفیت زندگی افراد مبتلا به بیماریپانیک بالا برود. همچنین، مطالعاتی که اخیرا انجام شد ه اند نشانمی دهند ک ه این گونه برنامههای CBT میتوانند اثر بخشی خاصیداشته باشند، زیرا از میزان تمایل به واکنش ترس در مقابلاحساسهای فیزیکی عادی به مقدار قابل توجهی کم میکنند.